شاه شکار باستانی،مطالبي پيرامون،بازداری،بازياري،قوشبازي
 

متاسفانه در این 50 سال که شکره داری (باز داری) در خاطر ایرانیان که بنیانگذار این فن بودند کم رنگ شد این مخلوق زیبا و بی همتا چه جفاها و بی وفاییها که ندید, و هیچ کس نعرههای بی کسی او را نشنید و قوش از دست  عشق بازان پرید و در دام نا کسان و نا اهلان افتاد .

طرلان و غزل که از خاطرها محو شدند و دیگر کسی به دنبال شهباز تیغون نبود ,چون به شکر خدا اعراب به ارزش زرد چشمان پی نبردند و علاقه ای به بازان نشان ندادند , ولی بی نوا سیه چشمان نجیب که بیشترین نا ملایمتی و رنج ها را کشیدند , به جوجه و تخم و جره و طوار رحم نشدو همه فقط به فکر صید و ارسال آنها به خلیج بودند در این سالها شاید تعداد شکاریهایی که توسط افراد بی اطلاعی  و نا آگاه از چرخه طبیعت خارج شد از تعداد پرندههای که توسط اعراب و عوامل ایرانیشان صید و به خلیج ترانزیت شد کمترنبود به غیر از اینها از تعداد شاهینسانان صید شده توسط صیادان باز گیر در سراسر ایران تعداد زیادی هم هر ساله در جابجایی ها و  ابتلا به امراض مختلف تلف میشوند,بیماریهایی که می توان با کوچکترین رسیدگی و مداوا از مرگ قوش  پیشگیری کرد ولی متاسفانه کسی به فکر حصول اطلاع از بیماریها و مدوا نبوده و همه فقط به فراگیری  وشهای صید همت گماردند ,فقط تعداد معدودی به دنبال عشق حقیقی به این مخلوق بی بدل و دلیرو بی کس بودند که شاید عظمت و جلال و شکوه خالق را در مخلوق میدیدند مابقی درهم  و د ینار را در چشمان سیاه و گیرای آنها دیدند.

در این سال ها چند زیر گونه مختلف از بالابانها از بین رفت از جمله کبیدی و بدری و نوعی از سنیاری که بومی ایران بود و حالا فقط در ترکیه و عراق آن هم به تعداد بسیا ر کم و کبیدی هم فقط درشمال ترکمنستان و ازبکستان دیده می شود هیچ کس از رخت بر بستن اینها از ایران مطلع نشد و حرفی به میان نیامد و متاسفانه شاید برای اولین بار این اخبار در این وبلاگ منتشر می شود و دلیش هم عدم تحقیقات و اهمیت ایرانیان بوده. با این اوضاع و احوال اصلا قصد ندارم روشهای صید و به شکار رساندن سیاه چشمان توری را برای به شکار رساندن هوبره توضیح دهم چون به نظر خودم با این جمعیت رو به کاهش و انقراض هوبره و شاهینسانان در طبیعت این کار خیانت بزرگی است.

ولی چون یکی از عوامل روند رو به کاهش این پرندها را کاهش شدید بازداران  میبینم

 یعنی کسانی که از نحوه زندگی و مهاجرت این مخلوقات در طبیعت اطلاع کافی دارند و حامیان واقعی این پرندگان هستند  به همین منظور برای جلوگیری از منسوخ شدن این فن و شاه شکار باستانی نزد ایرانیان دراین زمینه ها خواهم نوشت:

1-  روشهای شناخت و تفکیک شاهینها و زیر گونه ها

2-  روشهای شناخت و تفکیک زرد چشمان و زیر گونه ها

3-  روشهای شناخت و تفکیک زاغچشمان و زیر گونه ها

4-  شناخت پرندگان شکاریی که در ایران جوجه دهی و زمستان گذرانی میکنند

5-  نحوه جوجه دهی و مهاجرت شاهینها و بازها ونقش زیست محیطی آنها درطبیعت ایران

6-  نحوه و راههای تربیت و دوره آزادی دادن در طبیعت برای آموزش جوجه شاهینهای پرورشی (که توسط مادر در طبیعت آموزشهای شکار و پرواز را نیاموخته اند) برای شکار

7-  آماده سازی و فراهم آوردن شرایط برای بازگشت به طبیعت برای کلیهء پرندگان شکاریی که به هر نحوی از دامن طبیعت جدا افتاده اند

8-  توضیحاتی در باره چگونگی تهیه و ساخت ملزومات قوشبازی از جمله کلاه و پاچه بند ,شکاربند,نشیمن و... آماده سازی قوشخانه

9-  توضیحاتی پیرامون تشخیص بیماری ها و روشهای درمان سنتی و مدرن آن

 

     

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٦ - سعيد رهنوردان

مقدمه

تاریخچه قوشبازی در ایران 

                                     

 

عکاس سعید رهنوردان ۹/۹/۸۳ ورامین

بازداری فن شکار با پرندگان شکاری ,نه به این معنا که فقط با باز بلکه با استفاده از تمام پرندگان شکاریست.

 

باز داری فقط پس از فتوحات بزرگ مسلمانان که موجب حشر و نشر عربها با ایرانییان شد نزد ایشان اهمیت یافت و دیری نگذشت که امیران عرب به آن علاقه نشان دادند و آن را مایه سرگرمی و سبب ارضای عشق مفرط خود به اسب سواری یافتند , خلفا و بزرگان بازداری و شکاررا به صورت نهاد و سازمانی به ریاست یک میر شکار (امیرالصید، امیرشکار) ارتقا دادند و همانند شاهان ساسانی لذت می بردنداز اینکه  با باز نشسته بر دست در شکارگاههای بزرگ به شکار بپردازند. در دربار امویان باز سالار نزد سلطان مقام رفیعی دا شت از این رو ارزیابی نقش پرندگان شکاری در زندگی اقتصادی مسلمانان بخصوص چند قرن اول هجری به خاطر داد و ستدی که ایجاد میکرد و شمار کسانی که برای صید و تربیت ونگهداری ازآنان لازم بود آسان است.

 همچنین در آسیای میانه  دست کم تا اواخر سده( ۱۹ م)

بهر گیری از باز و قوش  چندان متداول بوده  که داشتن یک مرغ شکاری برای هر خانواده از واجبات شمرده می شده است در بین النحرین ایران هندوستان چین ژاپن مصر متداول و از راههای عمده تامین خوراک بوده است

شواهدی از بهره گیری  این مرغان در کلده آشور و شوش

در سدههای ( ۸ و ۷ ق م) به دست آمده 

پزشک اردشیر دوم (سده ۵ق م)در باره شکار  خرگوش کوهی به یاری مرغ شکاری گزارشهایی از خود بر جای گذاشته است

بر پایه شواهد قطعی شکار با باز یکی از سرگرمیهای دلپسند فرمانروایان هخامنشی بوده است

در مراکز تمدن دوران باستان  برخی از پرندگان شکاری از حرمت ویژه ای برخوردار بودنددر مصر ۲۰۰۰ ق م  باز و شاهین پرنده آسمانی و مقدس شمرده میشدند خدای نور یا خدای خدایان اول در مصر سفلی و سپس در سراسر این سرزمین  به صورت باز یا شاهین نشان داده می شد

در تصاویر اساطیری زئوس(ژوپیتر) غالبا با این پرنده همراه است یا مثلا زءوس بر بالهای باز سوار است

شگفت اینکه مسعودی داستانی از دوران هارون الرشیدنقل میکند که در آن باز سفید خلیفه در موصل ناگهان نا آرامی نشان می دهد و پرواز میکند و پس از مدتی با جانور بالداری به شکل مار باز میگردد  هارون الرشید در بازگشت از شکار موضوع را با اهل دانش در میان می گذارد  و یکی از محدثان از عبدالله بن عباس نقل میکند که در فضا جانورانی همانند مار وجود دارند که باز سفید انها را شکار میکند  

 

در ایران باستان هم باز و شاهین مقدس و دارای فرو شکوه ایزدی شمرده میشدند

در بندهش از مار بالداری سخن گفته می شود که هر گاه جلوی تابش خورشید را بگیرد و سایه بر سر مردمان افکند  جمله آن مردمان هلاک شوند و اهوراوزدا  باز سفید را برای کشتن آن مار آفریده است

در گفتارهای مینوی خرد باز بزرگ  تمام پرندکان خوانده شده است

نشان سلطنت هخامنشی نیز شاهین است

بر درفش کاویانی پر شاهین می آویختند

حمزه بن عبدالمطلب عموی پیامبر اکرم ص  با علو مقام و شرافت حسب و نسب با صقر به شکار می پرداخته اند 

(صقر : به روشنی معادل چغر یا چرغ است الصقر:چرخ یا بالابان )

شیوه رام ساختن باز در جهان اسلام از چنان مقایس گسترده ای معروف بوده  که در منابع عرفانی ما  از بند نهادن بر پای باز و دوختن چشمان او و باز کردن آنها  برای بیان معانی رمزی فراوان بهره گرفته شده است : مثل    نفس همچون باز است و تادیب وی بدان کنند که مر او را اندرخانه کنند و چشم او را بدوزند تا از هر چه در او بوده است خو باز کند.

  در دربارها سرپرست دستگاه بازداری خودش باز دار به معنای واقعی کلمه نبود و فقط در وقت شکار بهله (دستکش )به دست می کرد, باز سالار مراقبت از قوشخانه  و بازها را به باز یاران و مراقبت و تهیه کبوترها و سایرحیواناتی که برای تربیت بازها لازم بود را به غلامان می سپرد. فن تعلیم بسته به جنس پرنده شکاری مستلزم کفایت و صلاحیت بازدار یا چرخ دار بود.

 

طبقه بندی سنتی  پرندگان شکاری تربیت پذیر در ایران بر اساس رنگ سیاه و یا زرد عنبیه چشمان آنها حکایت ازدقت نظر و دقیقا با طبقه بندی پرنده شناسی جدید مطابقت میکند, بدین صورت که پرندگان سیاه چشم فقط در خانواده شاهین ها دیده میشود که پرندگانی دراز بال و بلند پرواز هستند که در شکارحواصیل، درنا , هوبره کلاغها و حتی عقابها و آهو از آنها استفاده می شده. اغلب محققان زبان شناس فارسی و عربی در برابر وفور واژه ها و اصطلا حات بکار رفته در مورد بازان حیران می شوند, این وفور نتیجه کثرت انواع این پرندگان نیست بلکه ناشی از تعدد صفتها و بیان رنگهای بیشمار پر و بال  و خط و خال این پرندگان بر حسب جنس و سن و محیط طبیعی زندگی آنها به کار رفته بازداران برای افراد یک خانواده از پرندگان بر حسب اینکه جوجه بودند یا جوان یا بالغ یا نر وماده القاب و اسماء مختلف به کار میبردند. ایرانیان اغلب از شاهباز ( طرلان و غزل ) در شکار استفاده میکردند و از باشه وشکره ( قرقی و پیغو ) هم درپنجه کردن  شکارهای کوچکتر استفاده می کردند,ولی رومیان  از شاهینها یا همان قوشها  در شکار بهره می بردند. باز از پرندگان بومی کشورهای عربی زبان نبود و بازرگانان باز از ایران , هند وترکمنستان کنونی  به این کشورها می بردند، در مغرب هم که تقریبا باز را نمی شناختند.

عقابها هیچ وقت در نزد بازداران عرب تربیت نشدند ولی ایرانیان از عقاب طلایی و عقاب دو برادر در شکار قوچ و میش و کور کردن آنها بهره بردند , اجدادمان حتی از شاه بوف و جغد در شکار استفاده کردند و هرآنچه را در روز با عقاب طلایی شکار میکردند در شب با شاه بوف پنجه میکردند و در بازنامه ناصری از استفاده در صید دیگر پرندگان شکاری با بوف هم یادی شده. تقریبا می توان گفت روش تربییت در    مراحل تربیت همه شکاری هابه یک صورت بوده ولی برای رساندن باز برای شکارهای مختلف ریزه کاریهای جدا گانه ای را رعایت میکردند.

باز را در جوجگی وقتی که هنوز پرهای اصلی را در نیاورده (آشیانی) (در عربی غطریف )یا زمانیکه تازه از لانه خارج و از این شاخه به آن شاخه یا از این صخره به آن صخره میپریده (خالور) را می گرفتند, یا در زمان (بز)ی قبل از اینکه به طولک برود(به عربی فرخ) و یا درزمانی که پر عوض کرده بوده (طولکی) به عربی (جرناس) وحشی آن را میگرفتند(توری) یا قوش بومی ,در عربی (بلدی ) یا مهاجر در عربی (قاطع یا راجع)    با دام آلوده به نوعی چسب و با سوتکی خاص ویا با تور میگرفتند ( استفاده از سوت را فقط در بازنامه نسوی خوانده ام) ابتدا چشمهایش را می دوختند و سپس گوشت خوار نموده و با شرطی کردن پرنده به تدریج چشمهایش را باز می کردند وبا گوشت پرندهایی که قرار بود در آینده شکار کند تغذیه میشد و بر دست بازیار به انسان اخت میشد و ترسش می ریخت وقتی می آموخت با صدای باز یار و طبل بر روی دست باز یار بیاید به قوش زنده (مسته) می دادند و قوش را به شکارش گیرا می کردند ,مسته را در پیش باز رها می کردند تا با استفاده از غریزه ذاتی قوش او را تحریک کنند و با زیرکی قوش را بر پرندهایی که قرار بود در آینده صید کند گیرا می کردند, این تمرینها با حوصله و هر بار در فاصله های دورتر تکرار میشد، با ز نو آموز را در معیت بازهای گیرا به شکار می بردند و با پاچه بندهای چرمی زیبا و زنگوله های نفیس  بر روی دست بازیار بر روی اسب که در کنار پای سوار طبل مخصوص باز هم بسته شده بود به گردش در بین مردم و کوی وبازار میبردند و با اسبان و تازی ها و دیگر حیوانات مأنوس میکردند و هر وقت که با بانک و یا صدای طبل از هر کجا که بود بر دست بازیار می آمد به شکار میبردندش و هیچ وقت در کشورهای عربی تربیت قوش با این درجه از مهارت و ظریفکاری انجام نمیشد و هیچ وقت به ارزش باز آشیانی پی نبردند و از بازهای آشیانی برای شکار در نزد عربها تا همین چند دهه گذشته نگهداری نشد آنها فقط در اول فصل مهاجرت بازها را صید می کردند و با مختصر تربیتی  فقط از چرخهای 6 دانگ کامل و قوی در شکا هوبره استفاده می کردند در اخر پاییز هم باز را رها کرده زحمت طولک (کریز)  بردن را هم  به خود نمیدادند در صورتی که در ایران  بالابان 4 دانگ را هم کلان گیر کرده به شکار هوبره میبردند  کاری که در نظر اعراب  غیرممکن می نمود.  به هنگام فراقت از شکار قوش را بر روی نشیمن  قرارمیدادند تا آفتاب بگیرد و روغن کشی و پر آرایی کند ویا در کنار جوی یا تشت آب می گذاشتند تا آب بنوشد و آبتنی کند.  در دوره طولک قوش را در اتاقی که مجهزمی نمودند و قوشخانه نام داشت به طولک می بردند تا پر عوض کند  و با گوشت تازه و خوب تغذیه اش می کردند ,فضله های باز توسط بازیار به دقت وارسی میشد تا  از صحت و سلامت باز مطمئن شوند در رساله های بازداری فصلهای مفصلی به  تشریح و تشخیص بیماریهای مخصوص پرندگان شکاری و راههای درمان آن اختصاص داشت .

 

قوش کلمه ترکیست و از زمان مغولان در ایران رایج شد و اگر میبینید در جایی از کلمه قوش و قوشباز و در جایی دیگر از باز و بازدار استفاده می کنم منظور پرندگان شکاری قابل تربیت است و همانجور که در قبل آوردم باز به زردچشمان و قوش به سیه چشمان در ایران باستان اطلاق میشده و ما که در قرن 2000 به این فن عشق   می ورزیم موظف به رعایت و حفظ اصطلاحاتی که از دوران قدیم در ایران رایج بوده و سینه به سینه به ما منتقل شده هستیم و موظفیم این امانت را به آیندگان منتقل کنیم.

 

متاسفانه در دوران تاخت و تازهای مغولان و افاغنه و مخصوصا اعراب که نبی اکرم (ص) و امامانمان  (ع)  هم از نادانی و و بیخردی آنها رنجهای زیادی متحمل شدند کتابهای زیادی از جمله آثار مربوط به این فن به آتش کشیده شده ویا به طرق مختلف ازبین رفتند ولی بدلیل کثرت علم و کتب گرانمایه در این مرزو بوم  تعدادی از این دل نوشته ها و ارثیه های ملی به نسل حاضر رسیده و امکان دسترسی به تعدادی از آنها میسر است.

در کتابخانه های بزرگ تهران همکنون لااقل می توان اثر هایی را از جمله بازنامه نسوی را که توسط منجم ودانشمند بزرگ علی ابن احمد نسوی که زادگاهش ری بود ودر قرن پنجم می زیست و شاید در آن زمان برای شکار با باز خود به ییلاقات تهران که حالا جز ساختمانهای بلند و کلاغهای فراوان که تمام پرنده های دیگر را از بین برده و به تخم و جوجه هم رحم نمی کنند, با چرخهای گیرای خود به شکار درنا و حواصیل میپرداخته البته نسوی با به شکار رساندن بازها برای شکارهای بزگ مخالف بود آن هم به این خاطر که  با اینکه باز و قوش توان کلانگیری را دارند ولی به پرنده فشارمی اید و منظور این استاد بزرگ را جز عاشقان و شیفتگان این مخلق زیبا در نخواهند یافت.

 

بازنامه علی نسوی بسیار کامل است و تقریبا یک سوم کتاب به فصلهای مربوط به بیماریها ودرمان پرندگان شکاری اختصاص یافته ولی متاسفانه بدلیل سنگینی مطالب  ودشواری تطبیق اسم داروهای گیاهی  با داروهای گیاهی موجود در عطاری های بی رونق پایتخت و زوال علم مداوا با داروهای گیاهی امکان بهرمندی از این علومی که نسوی در رابطه با مداوای بازان در اختیار ما قرار داده بسیار دشوار است و حتما اگر خواستید از داروهای نام برده استفاده کنید مشاوره با یک دکتر علفی الزامیست. برگردیم به ایران زمین باستان   هخامنشیان خود را پرورش یافته شاهین می دانستند ,اهورامزدا باز سپید را برای از بین بردن اهریمن (مار بالدار) آفرید , در فرهنگ ایران زمین  باز و بازداری الهامبخش شاعران و هنروران نیز بود  درمینیاتورها وحجاریهای بر روی سنگ,گچ ,عاج و چوب و نقشهایی که بر روی شیشه و یا ریخته گریهای برروی مس و برنز و فلزات گرانبها یا کاشیکاریها سفالگری و حریر بافی و سوزن دوزی و گلدوزی  بخش بزرگی از آثار گرانقدر و نفیس با مضمون پرندگان شکاری پرداخته شده است.

 

 

بحری هنگامه پنجه کردن آهوبره

در طرح نشانهای رسمی ممالک مختلف هم از این مضامین استفاده شده به نقل از فردوسی در شاهنامه و تایید نسوی در بازنامه ,تهمورث از شاهان اساطیری ایران نخستین کس بود که بازو شاهین و یوز و کاراکال را رام کرد و از وجود انها در شکار بهره گرفت . در لوحه ای گلی که در بیت النحرین یافت شده اطلاعاتی راجع به گزارش از طرف بزرگی که احتمالا باز سالار دربار بوده در رابطه با وضعیت 160 باز و 200 شاهین و وضعیت تعدادی یوز و سایر حیواناتی که در ملکی که به شکار اختصاص داشته (قرق ساطنتی) بدست آمده.گزارشهای تاریخی نیز اشتیاق شاهان و نجیب زادگان ایرانی را در رابطه با شکار با باز و چرخ و یوز  تایید میکنددر دربارانوشیروان (خسرو اول) مقامی به عنوان (نخچیربذ)  (میرشکار یا باز سالار) و تعدادی باز دار و یوز باشی وجود داشته در شاهنامه آمده که در هدایای خاقان چین به بهرام، طغرلی هم وجود داشته ( پرنده ای شبیه به طرلان و با جثه عقاب دو برار با تاجی بر سر که سالهاست  منقرض شده)که در چشم بهرام گرانقدر تر و عزیز تر از هدایای ارزشمند دیگر بوده. تربیت بازان شکاری را به بهرام نسبت داده اند و بر کتیبه کوروش نگاشته شده ,من دوستدار دوستانم بوده ام من بهترین سوار و زبر دست ترین تیر انداز و سرآمد شکاربانان شدم ( در این گفته کورش کمی تامل کنید).  پرندگان شکاری جزو بهترین پیشکشها و هدایا برای امیران و شاهان بودند شازده تیمور میرزا در بازنامه ناصری آورده که برای ناصرالدین شاه از روسیه شنقار سفیدی پیشکش آورده بودند شاه مسؤلیت به شکار رساندن شنقار را به تیمور میرزا می سپارد و او هم در مدت 2 ماه شنقار را برای صید درنا آماده می کند .

پس از حمله مغلان وترکان در زمان صفوی که ایران آرامش و ثباتی پیدا کرد، شاه عباس اول که همانند جد خود طهماسب اول به بازان علاقه بسیار داشت و حکایت باز رند آن مشهور است . ظاهرا در هنگام شکار در شهر نطنز باز مورد علاقه شاه به دنبال پرنده به داخل چاه میرود و بعد از ساعتی که باز را از چاه بیرون آوردند باز را مرده یافتند.و به دستور شاه مقبره ای بر روی چاه ساختند که به مقبره باز رند مشهور شد .

 

 

بحری بز و هوبره

در دوره ناصرالدین شاه محبوبیت و استعمال بیحد از تفنگ های شکاری نو به تدریج جانشین بازداری سنتی شد .این شاه الدنگ  خیانت های زیادی در حق این مرز و بوم و مردم آن کرد ، و گوی سبقت را از فتحعلی شاه در خیانت به ایران ربود .این شاه شکار کش از تیمور میرزا حسام الدوله که قوشباز حرفه ای بود در خواست بازنامه جدیدی کرد ولی با این حال ناصرالدین شاه در سفر نامه ها و خاطرات خود در شکار با قوش لافی نمیزند و پسرشکارکش و بی لیاقتش ظلا لسلطان حتی قوشبازی و بازداری را خوار میشمرد از علل دیگر در بیرونقی و احطاط فزاینده بازداری در دوره قاجار هزینه گزاف شغل شاق نگهداری و تربیت باز بود و این با دولت و ثروت سریع الزوال سلاطین و اعیان قاجار نا ساز بود آخرین قوشباز واقعی که به این مخلوق زیبا و این شاه شکار باستانی عشق می ورزید و اقدام به تأسیس آخرین قوشخانه خصوصی  کرد که در آن حدود 20 بهله قوش نگهداری می شد مرحوم مستوفی الممالک بود بعد از آن قوشبازی در ایران رو به منسوخ شدن رفت مرحوم تیمسار عبدالمجید نصر الهی هم در مجله شکار و طبیعت دوره قدیم مطالب ارزشمندی را تحریر کردند که بسیار جالب و مفصل بود بعداز آن سه تن از عزیزان به نامهای مرحوم اکبر صفر اعلا ، امیر اعلایی و فتحعلی خسروی که از مأمورین محیط زیست بودن به ترویج این فن در کمتر از نیم قرن گذشته همت گماردن و با تلاش زیاد در قوشخانه سازمان محیط زیست در خیابان خارک آخرین قوشبازان ایرانی را پروردند .

مرحوم اکبر صفر اعلا حدود۲۰  سال پیش دار فانی را ودا گفت و مرحوم امیر اعلایی و فتحعلی خسروی تا 4 ،5 سال پیش هر دو در قید حیات بودن که حقیر و تنی چند از شیفتگان این هنر باستانی موفق به تحصیل علم و فراگیری فنون قوشبازی در محضرایشان  شدیم و به این  علت واجب دانستم برای جلوگیری از منسوخ شدن این فن نزد ایرانیان به ترویج و انتقال این فن به نسل حاضر و آینده بپردازم .

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٦ - سعيد رهنوردان

 

سلام بر دوستان

در ادامه به صورت مفصل به شناخت اصولي شاهينها و باز ها و نحوه تربيت خواهم پرداخت.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٦ - سعيد رهنوردان